ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
مقدمه 23
تاريخ گيلان ( فارسى )
« روز سهشنبه سلخ ( شعبان سال 1022 ) عادلشاه با توابع گمراه كه ده هزار نفر مىشدند ، به قصد تسخير و تصرف ، از رشت متوجه فومن شده ، عصر روز مذكور ، داخل قصبهء مزبور گرديدند . و چون محمد بيك - كلانتر فومن - و برادران و ملا حامد شيخ الاسلام و ملا عبد اللّه و محمد مسعود - پسر سپهسالار بو سعيد مير - و مؤلف اين تاريخ - عبد الفتاح - اهل و عيال و متعلقان را برداشته ، به طرف عراق متوجه شده بودند ، جمعى از سادات و قضات و ارباب عمائم و صلحا ، بنابر صلاح وقت و مصلحت ملك ، به كنار گازورودبار ، به استقبال موكب و اردوى عادلشاه مبادرت نمودند . » « 1 » نمىدانيم عبد الفتاح اين سفر را به آخر رسانيد يا از ميانهء راه مراجعت كرد . ديگر از احوالات او هيچگونه اطلاعى در دست نيست . عبد الفتاح نثر را خوب نمىنوشت و نظم را خوب نمىگفت . بسيارى از ابيات متن را خود سروده است . در صفحات 80 و 108 و 118 و 134 و 157 مؤلف يادآور شده كه اشعار از خود اوست . تخلص او ظاهرا « گيلانى » است و در ص 134 / 21 اين نام ديده مىشود .
--> ( 1 ) - تاريخ گيلان ص 266